تبلیغات
منطقه بازی های رایانه ای - نقد بازی Saboteur
منطقه بازی های رایانه ای

فروش فوری یک دستگاه ps3 تمیز 6 ماه کار کرده

نقد بازی Saboteur

سه شنبه 1 دی 1388

نوع مطلب :نقد و بررسی، PS3، XBOX 360، PC، 

بدون شک یکی از دردناک ترین و بدترین اتفاقات دنیا جنگ است. جنگ هایی که به سبب مسائل مختلف به وقوع پیوست و در آن ها فقط مردم بی گناه باید تاوان ندانم کاری عده ای قدرت طلب را بدهند. یکی از همین جنگ ها که شاید بدترین آن ها هم باشد، جنگ جهانی دوم بود. جنگ جهانی دوم که بر سر قدرت طلبی هیتلر و حزب نازی به وقوع پیوست جان میلیون ها نفر انسان بی گناه را گرفت. این جنگ که یکی از بزرگترین وقایع تلخ تاریخ بشریت است به سوژه خوبی برای فیلم های سینمایی و بازی های کامپیوتری تبدیل شد. البته همین مسئله باعث شد تا جنگ جهانی و کلا جنگ ها بیشتر به سرگرمی تبدیل شوند و آثار بد آن ها کمتر به چشم بیایند. اما به تازگی بازی ای به نام The Saboteur با نگاهی کاملا متفاوت به نقد جنگ جهانی پرداخته است و تاثیرات منفی آن را از زاویه های جدید مورد بررسی قرار داده است.


داستان:

The Saboteur مانند اکثر بازی هایی که سوژه های تاریخی دارند از روایت ها و رویدادهای واقعی بهره می برد که بارزترین آن ها شخصیت اصلی است. شخصیت اصلی بازی که شون دلوین (Sean Devlin) نام دارد از روی فردی به نام ویلیام گرور ویلیامز (William Grover-Williams) طراحی شده است و به همین دلیل شون از لحاظ ظاهری و مهارت بسیار به ویلیامز شبیه است. شون یک فرد ایرلندی است که در راندن اتومبیل های مسابقه ای تبحر خاصی دارد. او در یک مسابقه اتومبیل رانی شرکت می کند اما یک راننده آلمانی برای اینکه او نتواند در مسابقه پیروز شود، در زمان مسابقه اتومبیل شون را پنچر می کند. همین مسئله باعث می شود که شون به همراه یکی از دوستانش که جولز (Jules) نام دارد بعد از مسابقه اتومبیل آن راننده آلمانی را از بین ببرند. اما همین کار باعث می شود تا آلمانی ها آن ها را دستگیر کنند. در بازجویی هایی که از آن ها صورت می گیرد دوست شون کشته می شود. شون که از این بایت بسیار ناراحت می شود تصمیم می گیرد که نازی ها را نابود کند. اما راهی که در آن قدم گذاشته است بسیار خطرناک است. بازی در شهر پاریس روایت می شود که به دست ارتش نازی ها اشغال شده است و همین مسئله بیشتر حس انتقام را در شون تقویت می کند.


گرافیک:

این بازی جزو آن دسته از بازی هایی است که گرافیک خوب و بسیار هنری دارند. اکثر محیط بازی را رنگ های سیاه و سفید تشکیل داده اند که در آن پرچم نازی ها با قرمزی خاصی دیده می شود. همین سیاه و سفید جلوه دادن شهر پاریس در زمانی که آلمانی ها آن را به تسخیر خود در آورده اند بسیار معنا و مفهموم دارد. شاید یکی از آن ها بی رحم و سنگ دل بودن نازی ها باشد و یا جو بسیار سنگین و ترس آوری باشد که نازی ها بر فضای شهر حاکم کرده اند. شون با فعالیت هایی که در طول بازی انجام می دهد، رنگ را دوباره به شهر باز می گرداند و قسمت های مختلف شهر را از حالت سیاه و سفید خارج می کند. همین کار خودش نشانه بازگشت امید به شهر است. طراحی شخصیت های بازی در سطح خوبی قرار دارند، اما از جزئیات زیادی تشکیل نشده اند. البته در بازی های Open-World این مسئله کاملا عادی است. طراحی شهر پاریس بسیار خوب است و کاملا با حال و هوای آن زمان همخوانی دارد. اما یکی از مسائلی که در بازی حضور موفقی ندارد، فیزیک است. فیزیک بازی چندان جالب نیست و در سطح خوبی قرار ندارد. بارزترین مثال در مورد اتوموبیل ها است که در بازی حتی در سنگین ترین تصادف ها هم خراب و نمی شوند و آثار تصادف در آن ها دیده نمی شود و فقط در زمانی که دیگر عملا  به درد نمی خورند منفجر می شوند.


موسیقی:

موسیقی بازی هم بسیار خوب است و دقیقا به سبک آن زمان ساخته شده است. موسیقی های شنیده شده از رادیو کاملا حس آن زمان را به بازیکن منتقل می کنند. همین مسئله باعث می شود که شما کاملا خود را در بازی حس کنید. صداگذاری روی شخصیت های اصلی بازی بسیار خوب است و با توجه به اصالت آن ها، هر شخصیت با لهجه ای متفاوت صحبت می کند. شون که فردی ایرلندی است به خوبی با لهجه اتریشی-انگلیسی صحبت می کند. صدای سلاح ها و خودروهای موجود در بازی هم در سطح خوبی قرار دارند و مشکلی در آن ها دیده نمی شود.


گیم پلی:

گیم پلی این بازی تفاوت چندانی با بازی های Open-World مانند GTA و یا Assassin’s Creed ندارد. بازی بیشتر شامل انجام ماموریت های مختلف می شود که بازیکن می تواند آن ها را در زمان های مختلف انجام دهد. در بازی ماموریت های جانبی زیادی هم قرار گرفته شده است که هیجان بعضی از آن ها از مراحل اصلی هم بیشتر است. شخصیت اصلی بازی همانند شخصیت سری بازی های Assassin’s Creed این توانایی را دارد که از ساختمان های مختلف بالا برود و از این طریق به مکان های مختلف نقل مکان کند. البته بالا رفتن از ساختمان ها چندان هم خوب نیست و بازیکن با کمی مشکل در این قسمت رو به رو خواهد شد. در کنار این مسئله شون این توانایی را دارد که همانند بازی GTA هر اتومبیلی را که می خواهد سوار شود. در بازی مرحله هایی وجود دارند که شون باید آن ها را به صورت مخفیانه انجام دهد. این مراحل بهتر از این می توانست باشد. چرا که این بخش اگر بسیار خوب باشد می تواند به بازیکن هیجان بسیار زیادی را انتقال دهد. بازی سعی کرده تا کمی سبک Open-World خود را از کلیشه های مرسوم این سبک خارج کند، اما کمی در این مورد ناموفق ظاهر شده است.


نتیجه گیری:

بازی The Saboteur شاید از لحاظ تکنیکی حرف خاصی نداشته باشد، اما شما را درگیر داستان و محیطی بسیار زیبا و هنری خواهد کرد. این بازی که آخرین عنوان استودیوی بازی سازی Pandemic بود یکی از بهترین بازی های این استودیو به شمار می رود که واقعا ارزش بازی کردن دارد.




فهرست وبلاگ

پیوندهای روزانه

طبقه بندی

آرشیو

نویسندگان

پیوندها

صفحات جانبی

نظرسنجی

    کدام سبک بازی را بیشتر دوست دارید؟





آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

جستجو

آخرین پستها

اَبر برچسبها

JavaScript Codes